محمد الريشهري

47

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )

سپس رو به محمّد بن قاسم كرد و فرمود : « اى محمّد ! تو بر خير هستى ، إن شاء اللَّه ! آيا مىدانيد كه زين العابدين عليه السلام پس از فراغت از نمازش ، در سجدهء شُكر چه مىگفت ؟ » . گفتيم : نه . فرمود : « مىگفت : " اى بزرگوار ! بينواى تو در حياط خانهء توست . اى بزرگوار ! فقير تو به زيارتت آمده است . حقير تو ، بر درگاهت است ، اى بزرگوار ! " » . سپس از نزد ما رفت و ما ايستاديم و با هم گفتگو كرديم و [ چيزها و افرادى را ] به ياد آورديم و انديشيديم و به جايى نرسيديم [ كه او چه كسى بود ] . فرداى آن روز ، او را دوباره در طواف ديديم و چشمانمان به سوى او كشيده شد و هنگامى كه از طوافش فارغ شد ، به سوى ما آمد و نزد ما نشست و با ما مأنوس شد و سخن گفت و سپس فرمود : « آيا مىدانيد زين العابدين عليه السلام در دعاى پس از نمازش چه مىگفت ؟ » . گفتيم : به ما مىآموزى ؟ فرمود : « مىگفت : " خدايا ! به آن اسمت كه آسمان و زمين با آن برپاست ، و به آن اسمت كه متفرّق را گِرد مىآورى و گِردآمده را متفرّق مىكنى و به آن اسمت كه ميان حق و باطل فرق مىنهى ، و به آن اسمت كه حجم درياها و تعداد ريگ‌ها و وزن كوه‌ها را با آن مىدانى ، از تو مىخواهم كه برايم چنين و چنان كنى " » . و به من روى آورد تا به عرفات رفتيم و من دعايم را ادامه دادم و چون از آن كوچ كرديم و به سوى مزدلفه بيرون آمديم و در مزدلفه خوابيديم ، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را در رؤيا ديدم . به من فرمود : « آيا به خواسته‌ات رسيدى ؟ » . گفتم : چه خواسته‌اى ، اى پيامبر خدا ؟ ! فرمود : « آن مرد ، صاحب امر توست » ، و در اين هنگام ، يقين كردم . « 1 »

--> ( 1 ) . دلائل الإمامة : ص 537 ح 521 .